وبلاگ گریز بالاخره پس از 3 ماه تعطیلی به عرصه ی مجازی بازگشت تا وبلاگ نویسان و وبلاگ دوستان استان قزوین بجای تعجب از دیدن آنهمه «سنگ قبر»، پاتوق قدیمی خود را بازیابند با تمام صمیمیت و آشنایی اش اما چنین نبود! گریز دیگر آن گریز سابق نیست چرا که دیگر رویه سابق خود را دنبال نمی کند و شاید هم نمی خواهد یا نمی تواند که دنبال کند.
شنیده ها حکایت از فشارهای برخی نهادهای استان و بخصوص شهر قزوین بر نویسنده گریز داشت و گویا «دلایل شخصی» وارده بر علیرضا خدابخش چندان بی اثر نبوده و نویسنده ی وبلاگ گریز با تغییر نگرشی اساسی میل به همگون سازی گریز با وبلاگ های دیگر و به نوعی همرنگ جماعت شدن، قصد دارد گریز را از هویتی که به آن شناخته می شد تهی کند.
یکی از مشخصه های گریز که آنرا از بسیاری وبلاگ های دیگر متمایز می کرد سبک خاص لینکدونی و نوع ایجاد جاذبه توضیحات نویسنده زیر لینک ها بود که بر شدت جذب و ایجاد حساسیت مخاطب می افزود. اتفاقا همین مشخصه نیز هزینه هایی را برای نویسنده گریز در پی داشت ولی خدابخش از تغییر رویه سابق و هجرت لینکدونی به آدرسی جدید (Qazvin.info) خبر داده است. ظاهرا قرار است مثل سایت های بالاترین و صبحانه هر کسی عضو بشود و لینک بگذارد تا بار مسوولیت پاسخگویی به تلفن های بعد از به روز شدن وبلاگ تنها روی دوش یک نفر سنگینی نکند.
گریز وبلاگ شخصی خدابخش است و می تواند هر بلایی که خواست سر آن بیاورد اما آنچنان که از نوشته های اخیر او برمی آید، مثله کردن بخش لینکدونی و تبعید آن به آدرسی تازه نخستین مهره از دومینویی است که تازه شروع شده و... همیشه همینطور است؛ آرمان های سابق به ارزش بدل می شوند، ارزش به عرف تنزل می یابد، عرف به باور شخصی و باور شخصی هم در سراشیبی قهقرایی که در پیش گرفته راهی ندارد جز آرام آرام مردن را آغاز کردن!
« آرام آرام مردن را آغاز می کنی
اگر از شور و حرارت، از احساس سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارند
و ضربان قلبت را تندتر می کنند دوری کنی...
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی که لااقل یک بار در تمام زندگی ات
ورای مصلحت اندیشی بروی...
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز خطر کن!
امروز کاری کن!
نگذار به آرامی بمیری!»
شعر از پابلو نرودا
نوشته شده توسط حسین آذربایجانی (آذرپاد) در شنبه 25 آبان 1387 و ساعت 08:17 ق.ظ