پیش از دستور؛ گالیله هم در دادگاه قرون وسطا اعتراف کرد: در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمدهام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار میکنم و آنرا منفور و مطرود میدانم.
اصل مطلب: انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن به اذعان بسیاری از جامعه شناسان، نقطه عطفی در تاریخ 30 ساله ی انقلاب اسلامی بود. کارشناسان سیاسی نیز حرکت مطالبه محور مردم را در این انتخابات، نقطه قابل توجهی در مسیر نیل به دموکراسی دانستند؛ اما این میان باز هم حاشیه بر متن غلبه کرد: وقایع بعد از انتخابات را اصلاح طلبان، «حرکت مردمی خودجوش و آرام» خواندند و اصولگرایان سعی در القای رابطه اعتراضات مردم با بیگانگان نمودند. اتهامات اصولگرایان به معترضان شدت و گستره زیادی یافت و یکی از مهمترین این ادعاها، «تلاش معترضان برای انقلاب مخملی» بود.
در این رابطه با حسن رییسیان، دبیر حزب مشارکت در قزوین و عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام (ره)، گفت و گویی کردیم تا به پرسشهای اصولگرایان در رابطه با انتخابات اخیر و وقایع پس از آن پاسخ بدهد.
تحلیل شما از شرایط
بعد انتخابات چیست؟
پیش از پاسخ به این
سوال، باید نگاه و اشارهای به شرایط پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم داشته باشیم.
از لحاظ تبلیغات و رعایت قانون انتخابات
كاملاً یك نابرابری درجعات مختلف این انتخابات وجود داشت. استفاده وسیع از امكانات
دولتی توسط یكی از كاندیداها، عدم توجه مسوولان برگزار كننده و نظارت كننده نسبت
به این مساله كه توسط یكی از كاندیداها سوء استفادههایی از امكانات دولتی در حال
انجام است، باعث تداوم وضعیت شد؛ از جمله پخش پول میان مردم به شكلهای مختلف آن
هم در آستانه انتخابات یك تخلف آشكار انتخاباتی است. در سوابق داریم كه اگر نمونه
این عمل غیرقانونی در مقیاس بسیار بسیار كوچكتر در انتخابات مجلس یا شورا اتفاق
افتاده، شورای نگهبان، به این دلیل كه «یك كاندیدا با دادن پول و امكانات برای
خودش رای خریده» آن انتخابات را باطل اعلام كرده است. متاسفانه در این انتخابات
شاهد این نظارت از سوی شورای نگهبان نبودیم و از سوی دیگر یكدست بودن مجریان و
ناظران در جریان انتخابات یك مساله بسیار مهم بود كه بارها و بارها مورد اشاره
قرار گرفت ولی به آن توجهی نشد. عاقلانه این بود كه حداقل اعضای هیأتهای اجرایی
را به تساوی از اصلاحطلبان انتخاب كنند. وقتی به این خواسته توجه و در راستای این
شیوه عقلانی اقدام نكردند، هیأت اجرایی هم یكدست شد.
یكدست بودن همیشه یك
آفت است و خودش میتواند یك ضایعه به وجود بیاورد . این هم یكی از عواملی بود كه
در جریان انتخابات خود را نشان داد. مساله دیگر استفاده از رسانه ملی به نفع یك
كاندیدا در جریان انتخابات و بعد دادن فرصتهای نابرابر به آن كاندیدای خاص كه
كاملاً واضح بود، استفاده ناصواب از رسانه ملی بود كه اتفاق افتاد.
مجریان انتخابات می
گویند: مگر نمایندگان کاندیداهای اصلاح طلب سر صندوق ها نبودند؟ پس چطور تقلب شده
است؟
در بسیاری از حوزه
ها نمایندگان نامزدهای اصلاح طلب را راه ندادند یا بیرون کردند. انتخابات با همه
مسایل و عدم نظارت همه جانبه و عدم حضور بسیاری از نمایندگان نامزدها بر سر صندوقهای
رای برگزار شد. مسایل دیگری هم اتفاق افتاد كه بسیار عجیب بود، به اقرار خود شورای
نگهبان بیش از 50 حوزه انتخابیه تعداد شركت كنندگان از تعداد افراد واجد شرایط رایگیری
بیشتر بود، یعنی مشاركت صد و چند درصدی! سوال اینجاست كه چطورشد و این آدمها از
كجا آمدند؟ ولی اینها در جواب میگویند این شهرها مهمانپذیر هستند و افرادی آمدهاند
و آنجا رای دادهاند. یعنی 50 حوزه و 50 شهر مهمانپذیر داریم كه مهمانانی بیش از
جمعیت واحد حق رای آنجا رفته و رای دادهاند. اولا آیا چنین شهرهایی با این شرایط
به این تعداد داریم؟ ثانیاً تازه اگر چنین مسالهای در گذشته پیش میآمد و تعداد
رای دهندگان نه 100 درصد، بلكه حتی از 90 درصد تعداد واجدان شرایط بیشتر بود. كل
رای آن حوزه انتخابیه باطل میشد با این توجیه كه یكی از كاندیداها به نفع خود از
جاهای دیگر برای رای دادن آدم آورده است. اینها حوزههای بالای 90 درصد بوده كه در
انتخابات گذشته منحل شده نه بالای 100 درصد!
دولت به حامیان
میرحسین موسوی و مهدی کروبی توصیه کرد «از راه قانونی» وارد عمل شوند. شما این راه
را رفتید؟
بله، ولی پاسخی
نشنیدیم. مثلا مجموعه مسایلی كه دست به دست هم داد باعث شد ستاد انتخاباتی میرحسین
موسوی از شورای محترم نگهبان بخواهد كد ملی افرادی را كه رای دادهاند، منتشر كند یا
به ستادهای نامزدها ارائه دهد؛ اما این درخواست قانونی و منطقی حتی تا بحال هم بیپاسخ
مانده است. مگر نمیگویند 40 میلیون نفر شركت كردند؟ این 40 میلیون كد ملی داشتهاند.
ما گفتیم اصلا همین را اعلام كنند كه چند كد ملی ثبت كردهاند؛ ولی تا این لحظه
این کار را هم نکردهاند. اینها درخواستهای قانونی و حق مسلم كاندیداهاست. وقتی به
اینها رسیدگی نمی شود شک برانگیز است که کارهایی پشت پرده شده است.
نظرتان در مورد
خطبههای آقای هاشمی در نماز جمعه چیست؟
ایشان یكی دو مورد
از تخلفها را در نماز جمعه فرمودند: مثلاً اینكه شما از فرصت 5 روزه اعطایی مقام
معظم رهبری هم استفاده نكردید، یعنی گروه چند نفرهای كه مشخص شد تا بیایند و بررسی
كنند. گر چه روی آن گروه هم بحثهایی بوده
و برخی افراد آن گروه قبلاً جانبداریهای آشكاری در اظهاراتشان به نفع یك كاندیدای
مشخص داشتهاند، به این گروه هم فرصت عمل مناسب داده نشد و نتوانستند كاری از پیش
برند. همه این موارد، تردیدها را به یقین نزدیك میكند كه لابد اتفاقاتی افتاده و
نمیخواهند مردم بدانند. باید این فضای تیره و تار بیاعتمادی را از بین میبردند؛
چون تنها راه از بین بردن بیاعتمادی، شفاف سازی است، صاف و خالص دستها را باز
كنند.
یعنی معتقدید الان
در کشور جو بی اعتمادی به دولت حاکم است؟
اگر با دست باز و
رو با مردم برخورد میكردند، این جو بیاعتمادی در كشور اینقدر اوج نمیگرفت.
متاسفانه علیرغم اینكه بعد از جریان انتخابات، اعتراضهای ملت به صورت بسیار آرام
و متین دنبال شد، بارها و بارها از سوی برگزار كنندگان این اعتراضات گفته شد که «ما
خواستههایمان را بصورت آرام مطرح میكنیم و اعتراضات كور از ما نیست»، بعدها مشخص
شد كه عدهای با لباس شخصی وارد ماجرا شدند و خواستند با تخریب اموال عمومی و
ارعاب مردم بگویند معترضان قانونمدار، آشوب طلبند. در صورتی كه كاملاً برای مردم
روشن شد آشوب توسط كسان دیگری برای مخدوش كردن چهره ملت معترض انجام میشده است.
گزارش تحقیق و تفحص
را در این زمینه بی طرفانه می دانید؟
الان مجلس كاملاً
به این حقیقت رسیده كه لباس شخصیها افراد ماموری بودند؛ بعضا از برخی ارگانهای
دولتی و رسمی كه آنها این جریان اغتشاش را هدایت میكردند. مثل گذشته كه داشتیم؛
تعارف هم نداریم، متاسفانه كشور ما برگشته به وضعیتی كه در گذشته هم دچارش شدیم و
همه كشور زیان دید. جریان سعید امامی توسط یك جریان رسمی كشور هدایت شد و لطمهاش
به همه كشور خورد. الان هم كسانی كه این ماجرا را تعقیب كردند، به ریشه های نظام
لطمه زدند. به آشوب كشاندن ماجرا به دست اینها اتفاق افتاد؛ و گرنه مردم و اصلاحطلبان
اعتراضات بسیار آرامی داشتند و در اكثر موارد حتی شعار هم ندادند و راهپیمایی سكوت
برگزار كردند.
محافظه کاران میگویند
تقلب نشده و شما چون باختهاید، دارید قواعد بازی را به هم میزنید.
همینهایی كه عرض
كردم مصادیق تقلب نیست؟ اگر این اتفاقات به نفع یكی از رقبای آقای احمدینژاد میافتاد؛
اگر رقیبی بود كه میتوانست از این امكانات استفاده كند به نفع خودش، آید اینها از
نظر شورای محترم نگهبان تقلب محسوب و انتخابات ابطال نمیشد؟ مگر در گذشته نشده
بود؟ چرا این بار نشد؟ ما معتقدیم تقلب از ماههای قبل انتخابات شروع شده است. ما
نمیگوییم فقط در ایام انتخابات اتفاقاتی افتاده است.
پس قبول ندارید که
در این انتخابات شکست خوردید؟
من فكر میكنم درست
است كه نگذاشتند كاندیدای ما طبق چیزی كه اعلام شده پیروز شود؛ ولی ما خود را پیروز
میدان میدانیم چون به تكلیف خود عمل كردیم. تكلیف ما هم حضور خودمان و هم دعوت از
مردم برای حضور در انتخابات بود. اصلاحطلبان این وظیفه ملی را به نحواحسن انجام
دادند و ما پیش خدا رو سفید هستیم، روسیاه كسانی هستند كه در این ماجرا حق مردم را
رعایت نكردند.
برخی میگویند شما
قانون گریز هستید؛ چون به شورای نگهبان اعتنایی نمیكنید.
بحث قانون گریزی از
مسایل پیش از انتخابات است و كاملاً هم نشان داده شده بود كه چه كسی و چه كسانی
قانون گریزند؛ كسانی كه در طول دوران 4 ساله خود اعتنایی به قانون و مجلس – كه به
قول امام (ره) در راس امور است- نكردند. هر جا به نفعشان بوده دم از قانون زدند
و هر جا تصور كردند قانون ممكن است به نفعشان نباشد، آن را كنار گذاشته و راساًعمل
كردند، موارد متعددی هم بوده كه كاملاً آشكار و شفاف است؛ اما در رابطه با جریان
انتخابات شورای محترم نگهبان اعضای مهمش از قبل انتخابات به نفع یك كاندیدای خاص
اعلام موضع كردهاند. به همین علت كه اعضای مهم شورای نگهبان گفتهاند باید تلاش
كنیم تا یك كاندیدای خاص رای بیاورد، این شورا زیر سوال است.
می خواهید بگویید
شورای نگهبان داور خوبی نبوده؟
شورای نگهبان باید
داور عادلی باشد و این مطلب بسیار مهم است. بارها هم گفتهایم چون شورای نگهبان در
این زمینه جانبداری كرده و روشهایش در جریان نظارت مورد سوال است، درخواست اصلاحطلبان
این است كه جهت بررسی تقلبات گسترده انتخابات باید یك هیأت مرضی الطرفین باشد. اگر
شما نسبت به صلاحیت یك قاضی میتوانید درخواست حضور یك قاضی دیگر را بكنید. چرا
قاضی دادگاه بدوی با قاضی دادگاه تجدید نظر فرق میكند؟ اگر شما به حكم قاضی بدوی
اعتراض داشته باشید اعتراضتان را برای بررسی دوباره به همان قاضی نمیدهند؛ بلكه
به یك قاضی دوم میدهند كه نسبت به قضاوت قاضی اول داوری كند. تازه در مورد
انتخابات این قاضی محترم قبل از انتخابات نظرش را اعلام كرده وقتی قاضی پیش از
قضاوت اعلام نظر میكند یعنی جانبدار است.
کیهان میگوید شما
میخواهید انقلاب مخملی راه بیندازید.
این سخنی است كه
آنها میگویند؛ تعریف انقلاب مخملی را هم نمیدانند. اصلاً ما دنبال این ماجرا نیستیم؛
مسیر ما همان مسیر انقلاب اسلامی است و راه هیچ تغییری نمیكند. ما دنبال این هستیم
كه آنچه مورد نظر رهبر فقید انقلاب، حضرت امام بوده، در خصوص مردم كه میزان رای
ملت است و رای ملت یك زینت و ابزاری برای تایید ما نیست. امام (ره) فرمود: این رای
مردم است كه باید تعیین كند كشور چگونه اداره شود.
در بیانیه های اخیر
حزب متبوع شما از تبدیل جمهوری اسلامی به حكومت اسلامی یاد شده است. در این باره
توضیح بدهید.
سردمداران آن جریان
مثل آقای مصباح یزدی، اعتقادشان به حكومت اسلامی است؛ یعنی یك حاكم اسلامی كه مردم
در تعیین آن نقشی ندارند و به اعتقاد اینها از طرف خدا منصوب میشود. حالا اینكه
چگونه از طرف خدا منصوب میشود، ما نمیدانیم. از نظر اینها انتخاباتی در كار نیست
و رای مردم نیز ارزش تعیین كنندهای در جریان اداره كشور ندارد. آن چیزی كه تعیین
كننده است، حرفیست كه حاكم میزند. بنابراین از نظر آنها قانون اساسی باید تغییر
كند و از حالت انتخاباتی در بیاید و به صورت حاكمیت حكومت اسلامی باشد. حاكم اسلامی
همه كاره باشد و تمام قدرت در اختیار حاكم اسلامی باشد. اگر مجلسی هم هست، همه باید
از طریق این حاكم اسلامی مسایل راحل و فصل كنند؛ بنابراین دنبال این بحث هستند.
پس آرمانهای حضرت
امام (ره) كجای این ماجرا قرار خواهد گرفت؟
آنهایی كه این حرف
را میزنند نظر امام (ره) را قبول ندارند در خصوص رای مردم، آقای مصباح یزدی در
زمان حضرت امام كارهای نبود؛ كاملا منزوی بود و امكاناتی در اختیارش نگذاشته
بودند. در زمان امام به امثال مصباح میدانی داده نشده بود و این نشان می دهد امام
با این افکار و اعتقادات کاملا مخالف است؛ ولی الان آقایان در عرصه کشور عرض اندام
می کنند و خط می دهند و می خواهند کشور را به سمت و سویی سوق بدهند که خودشان می
خواهند و این به نفع کشور و نظام نیست.
شما به عنوان یک
فعال سیاسی –دانشگاهی چه نظری در رابطه با دستگیری استادان و دانشجویان استان در جریان
انتخابات دارید؟
من متاسفم که این
را اظهار کنم که در دانشگاه چنین اتفاقی افتاده است؛ یعنی سابقه ندارد که از بیرون
به حریم مقدس دانشگاه وارد شده و استاد یا حتی دانشجو را بازداشت کرده باشند. حتی
در زمان پهلوی هم اینطور نبوده؛ چون روسای دانشگاهها اجازه چنین عمل قانونی را نمی
دادند که از خارج دانشگاه بیایند و استاد یا حتی دانشجوی دانشگاهشان را باز داشت
کنند. متاسفانه امروز این اتفاق افتاده است. در طول مدتی که اصلاح طلبان در مسوولیت اجرایی دانشگاه بودند، هیچ گاه اجازه
چنین کاری را ندادند. حتی اگر تماس می گرفتند که بیاییم و چنین کاری بکنیم، اجازه
داده نمی شد. از زمانی که ما در مسوولیت دانشگاه بودیم، همواره اعتقاد ما براین
بود که مسایل دانشگاه باید در داخل دانشگاه حل شود. خودمان حل کنیم و اگر با
دانشجو مشکلی داریم، مستقیماً وارد مذاکره شویم، خواسته دانشجو چیست. سعی می کردیم
تا جایی که امکان دارد خواسته های آنها را برآورده کنیم و متاسفانه این اتفاق
مبارک در دانشگاه نیفتاد و ما گله داریم از مجموعه مدیریت دانشگاه که این اجازه را
دادند تا این اتفاق در دانشگاه بیفتد و من فکر می کنم در این خصوص کسانی تصمیم
گیری کردند که درایت کافی نداشتند.
اخیراً نامزدهای
مورد حمایت اصلاح طلبان، آقایان موسوی و کروبی، بحث رفراندوم را پیش کشیده اند که
اندکی مبهم است. مشخص هست در این رفراندوم چه سوالی قرار است به رای گذاشته شود؟
مسلما این همه
پرسی می تواند در خصوص مسایل اساسی کشور باشد. در ذهن خود من
درباره سوال این است که مثلا آیا این دولت مشروعیت دارد یا ندارد؟ آیا مردم این
دولت را قبول دارند یا ندارند؟ اگر در این رفراندوم که واقعاً با نظارت بسیار دقیق
انجام شد و مردم گفتند این دولت را قبول داریم، ما هم قبولش خواهیم داشت.
برخی اصولگرایان می
گویند رفراندوم مورد درخواست شما چیزی بیش از دولت را هدف قرار داده است.
ما امروز نسبت به
تخلفات انتخاباتی اعتراض داریم و هدف از این رفراندوم مشخص دولت آقای احمدی نژاد
است که ببینیم آیا مشروعیت دارد یا نه. ما این دولت را قانونی نمی دانیم. درباره آزادی
مطبوعات، داشتن صدا و سیمای مستقل و انواع چیزهای مهمی که مربوط به آینده کشوراست
و آقای موسوی هم اینها را در بیانیه شماره 9 آورده است. اینها برنامه های درازمدتی
است و مربوط به امروز و فردا نیست. ما می خواهیم بار فراندوم کشور را از این حالت
بن بست خارج کنیم. ما به پاسداری از منویات حضرت امام و به آرای مردم و اکثریت
معتقدیم؛ بنابراین رجوع به آرای اکثریت بهترین راه برای کشور است که بتوانیم ایران
را به سوی تعادل، پیشرفت و توسعه سوق بدهیم.
امام فرموده بودند
«تابع رای اکثریت باشید؛ حتی اگر بدانید این اکثریت صلاح خود را نمی داند». اگر
نتیجه همه پرسی خلاف نظر شما بود، آیا به آن گردن می نهید؟
بله، کاملاً؛ اما
مهم اینجا شاز و کار سالمی است که رای اکثریت را بگیرد و سازو کار را سالم نمی
تواند چنین کاری را بکند. بنابراین باید ساز و کاری باشد که اطمینان بخش و اعتماد
آور باشد. باید ساز و کار اعتماد آور رای گیری را در کشور بنا کنیم.
تحلیل شما از آینده
چیست؟
من فکر می کنم در
این کشور اتفاق بسیار مهمی رخ داده که به قول آقای موسوی«راهی بدون برگشت»است؛
یعنی الان مسیری آغاز شده که نمی توان آن را به نقطه اول قبل از انتخابات برگرداند
شاید خیلی ها این نظر را داشته باشند که اوضاع را به نقطه قبل از 22 خرداد
برگردانند؛ اما این، راهی ست به اصلاح
امور کشور و آن هم در حقیقت پایبندی به قانون به شیوه ای اعتماد آور است به نحوی
که همه به اجرای صحیح قانون قائل باشند. اگر ظرفیت های کنونی قانون اساسی را به
نحوی اجراکنیم که اعتماد مردم برگردد. ما فکر می کنیم که به راه درستی افتاده ایم.
الان ماجرای انتخابات به حدی گسترده است که در هر خانواده ای بحث آن هست. عده ای
قبول دارند، عده ای ندارند. این طور نیست که جمعیت محدودی در کشور باشند که نتایج انتخابات
را قبول ندارند. یک گروه بسیار عظیم و قابل ملاحظه اند همانطور که آیت ا... هاشمی
در نماز جمعه فرمودند اینها کم نیستند. حداقل 14 میلیون نفر به این مساله اعتراض
دارند. نمی توان این جمعیت عظیم را در کشور نادیده گرفت. باید اینها را قانع کرد و
اعتمادشان را برگرداند. اگر فرض کنیم اینها 14 میلیون نفر هستند- که ما معتقدیم
بسیار بیشترند- کشور به اعتماد اینها نیازمند است. باید خود اصلاح طلبان ساز و کار
هایی برای متشکل تر شدن داشته باشند همانطور که آقای موسوی درباره جبهه سیاسی
فرمودند، چون بحث انتخابات های دیگر نیز هست و ... .
راهکارهای شما برای
حل بحران کنونی کشور چیست؟
ما توصیه می کنیم
مسوولان صحبت های دلسوزانه و مدبرانه آقای هاشمی را پیگیری و اجرایی کنند تا بشود
شرایط مناسبی را از لحاظ اعتماد سازی داخلی و خارجی داشته باشیم. الان کشورهای حتی
جهان سوم برخوردهای مناسبی که در شان ایران باشد، با ما ندارند و این درست نمی شود
مگر اعتماد مردم را در داخل به دست آوریم.