« و چشمان کنده
بر طبق
آنگاه رو به فزونی گرفت
کز دیدگاه تازه به جان آمدند چشمان پیر »
1) وبلاگ نی نویس، نظارت استصوابی-بنام اصولگرایان به کام اصلاح طلبان و حسن ایسنا زاده و کور کردن چشم فتنه.
2) قرآن تحدید انتخاب شونده ها را ( حتی اگر کفر و شرک یا نفاق هم یکی از گزینه ها باشد ) به روشنی رد می کند: "فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه" --> "پس بشارت بده بندگانم را که سخنان ( صواب و خطا ) را می شنوند و بهترین آنها را پیروی می کنند"
3) بر همگان واضح و مبرهن است که حسن ایسنا زاده انسانی مذهبی، قانون گرا و اخلاق گراست.
دوستی در نی نوشته هایش سخنی به نقل از حسن ایسنا زاده آورده که اگر کمی با روحیات و اخلاق گرایی استاد آشنا باشی، این طرز استفاده از جمله ایشان آنجا و به آن صورت برایت خاصه خرجی های کامران نجف زاده و پایکوبی های کیهانی 20:30 و استفاده ابزاری از برخی سخنان گزینش شده ی بعضی آن طرفی ها را تداعی گر می شود. کسی که حسن ایسنا زاده را نشناسد با خواندن نقل جمله مزبور یاد طبق های پر از چشم بارگاه سلطان آغا محمد خان قاجار در شیراز می افتد و خیالات بر می داردش که نکند...
حمیدرضا یکی از دوستان فهیم و منطقی من است اما نمی دانم آیا واقعا انتظار دارد مخاطبان آگاهش باور کنند چنین انسانی ( 1 و 2 و 3 ) به ادعای نی نویس در مقام تایید عملکرد کسانی بر آمده باشد که خود را بالاتر از خدا می بینند و به زبان عمل گزینه ها را محدود به "پیش – منتخبین" دخیل بسته به ته مانده آب لیوان یا هیچکدام می کنند.
نگارنده در جایگاهی نیست که بخواهد به دفاع از فتنه های کور شده برخیزد و قصدش نیز به هیچ روی توجیه و توضیح "الهام" مآبانه سخنان استادش نیست چرا که همواره به بسیاری از رفتارهای حسن ایسنا زاده از جمله اخلاق گرایی مفرط خاتمی گونه اش که گاهی واقعا غیر قابل تحمل می شد نقدهای ریشه ای داشته است. می خواهم بگویم استادی که من در ایسنا شناختم، هر چه بود، آن وقت ها کسی نبود که از درآوردن چشم کسی اینچنین ذوق زده شود. اما کسی چه می داند، زمان خیلی چیزها را عوض می کند و شاید هم طی این مدت اینجا هم آخر دنیا شده باشد، و ناگهان از تخم تمام پرندگان فقط کلاغ بیرون بیاید!
پ. ن: دریافته ام؛ ارتباط با کانون های قدرت و آگاهی از پاره ای فنون و رموز و بازیهای زبانی خبرنگاری تیغ برانی در کف و تکلیف سنگینی بر دوش انسان می گذارد که به لحظه ای غفلت وعده های حکومت ری کار خود می کند و... کاش در این ماههای سرد اگر مسلمانی ام سردش شد، آنقدر بقول حسن ایسنا زاده "حسینی" باشم که بتوانم آزادگی را گرم نگه دارم، که بتوانم آزدمرد باشم.
نوشته شده توسط حسین آذربایجانی (آذرپاد) در دوشنبه 15 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ